شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

100

نفثة المصدور ( فارسى )

چنان كه از دست برخيزد ، بدست آريم ، و پيش از آنكه تاتار در اين ديار بر ما سحر خورد ، قصد شام كنيم 424 . » خود پيش از ميقات موقوت « 1 » ، تاتار از مقام موغان بر صوب أذربيجان در حركت آمد ، و قبل أن « يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ » « - 1 » 425 اجل در آن حدود تاختن آورد ، و جهان « 2 » پير هنوز بخضاب قير مشغول ناشده ، دست همه در گل « 3 » گرفتند ، و عالم « 4 » لباس شباب ناپوشيده ، شتاب‌زده « 5 » ، بر سر دوانيد . حسابى كه بده انگشت تدبير برهم « 6 » 426 گرفته بودم ، بيك « 7 » إيماى تقدير برهم زده شد ؛ شمار خانه بر آن « 8 » جمله كه عقد كرده بودم ، ببازار 427 راست نيامد « وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ . » « - 2 » 428 از چارپاى بر سبيل اختصار برد و پاى بساختم ، و حبيت من خوص الرّكاب بأسود * من دارش ، فغدوت أمشى راكبا « 9 » 429

--> ( 1 ) مى : موقوف ( 2 ) سى : آورد جهان ( 3 ) كر : بر گل ( 4 ) سى : گرفتند عالم ( 5 ) مى : شتاب رود ( 6 ) سى : تدبيرهم ( 7 ) مى : بود بيك ( 8 ) سى : خانه كه بر آن ( 9 ) اين بيت در همهء نسخ مغلوط و نامفهومست ، از روى « شرح التّبيان للعكبرى على ديوان أبى الطّيّب احمد بن الحسين المتنبّى » ج 1 ص 92 ، تصحيح شد . ( - 1 ) « يَبْلُغَ الْكِتابُ أَجَلَهُ » قرآن كريم : 2 / 235 ( - 2 ) قرآن كريم : 18 / 24